این روزها سرم به بافتنی گرم است

یکی زیر و یکی رو

میبافم و غصه هایم را از یاد میبرم

انگار وقتی میل به دست دارم از این دنیا و غم هایش رها میشود


یه جفت دستکش ساق بلند بدون انشگت برای داداش کوچیکه دارم میبافم یه لنگش تموم شده باید صبر کنم تا جمعه که براش ببرم یه پرو بزنه اگه اکی بود دومی شو سر بندازم، نخم کمی ضخیمه و زود باال میاد کارم

آبجی بزرگه هم سفارش ی جفت پاپوش داده خیلی قشنگه خوشم اومده ازش