* پنج شنبه شب شروع شد، تب شدید بی حالی و ضعف


* جمعه شب تب شدیدتر شد، بی قراری و حال بد،مدام بغلم بود و یه جا آروم  و قرار نداشت


* شنبه حسابی خسته م کرد اجازه نداد تو پاک کردن سبزی ها به مامانم اینا کمک کنم


* شنبه شب تبش فقط نیم درجه بود


*شنبه صبح کلا تبش قطع شده بود ولی هنوزم بی قرار بود غذا نمیخورد و مدام شیر میخورد


*یکشنبه بی قراری و بی غذایی و فقط شیر


* دوشنبه عصر موقع تعویض پوشک دیدم روی بدنش و پشت کمرش دونه ریز و قرمز ریخته بیرون، درمانی نداره جز صبر


* دعا کنین پاشای من زودی خوب بشه