گاه نوشت های یک بانو

یک زن،یک همسر ویک مادر هستم

رابطه-تظاهر

دوست داشتم تا یه مدت توی خودم باشم و به هیچکس زنگ نزنم

ولی میدونم اگه کنار بکشم مامانم بدتر دلخور میشه ازم

باید باشم تا فکر کنه خوبم

تا فکر کنه همه چی آرومه

چقدر تظاهر به خوبی!

کاش سنگ صبور زندگیم بودن

کاش مشاور خوب زندگیم بودن

اما نیستن

فقط باید جلوشون تظاهر کنم همه چی آرومه

من چقدر خوشبختم


سه شنبه ۶ آذر ۹۷ , ۱۵:۵۱ بـانـوی بــرفی
عزیزم تو به خاطر زندگیت مجبوری 
مامانت یه بار که متوجه بشه ناراحت میشی دیگه بهت نمیگه 
البته  خوب واقعا زور داره واسه اجاره خونه بخواهی طلا بفروشی ولی خوب چاره نداشتی
عکس های کانال که گذاشتی مشخصه شوهرت چقدر گرفته س وفشار بهش میاد
اگه واسه زندگیته حرف کسی مهم نباشه 
سلام عزیزم
آره واقعا مجبور بودم
وقتی خواهرم بهم زنگ زد گری میکردم
میخواستم بهش بگگم وقتی پول نیست چکار میکنی
ولی نتونستم و قطع کردم
خیلی بهش فشار میاد
حتی نمیتونم ازش چیزی بپرسم مبادا نگرانی هاش بیشتر بشه
دعا کن زودتر کاراش به نتیجه برسه
سه شنبه ۶ آذر ۹۷ , ۱۶:۳۹ بـانـوی بــرفی
عزیزم ایشالا که زود زندگیتون بیفته رو روال عادی 
خواهرای منم وقتی از یه جایی کمک میومد خیلی میخواستن بگن چیکار کن و چطوری استفاده کن 
ولی یه بار محکم بهشون گفتم شما دو تا دختر مجرد هستین و هیچی از خرج زندگی نمیفهمین
نزار هیچکس تحقیرتون کنه
چون اگه واسه پول زندگی میکردی قطعا الان فکر طلاق به ذهنت رسیده بود

ان شالله
آره باید یبار با خواهرم حرف بزنم که دیگه اینجوری اشک منو درنیاره
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan