سلام

اول از همه این پست منو یاد پدرشوهرم انداخت

مردی ک سالها با چوپانی و کشاوری زندگی گذرونده حالا تو سن هشتاد و چند سالگی به خاطر ی مریضی گوارشی(همیشه حس میکنه غذا توی گلوش گیر میکنه و جلو خوردنش رو میگیره) اینقدر لاغر و ضعیف شده ک حتی راه رفتن هم براش سخته،ولی هروقت بهش زنگ میزنم شاد . پرانرژی صحبت میکنه و میگه اگه بگم خوبم که دروغه،ولی ناشکری نباید کرد همین که نفسی میاد و میره و الهی شکر،واقعا دلم نمیخواد از دستش بدم،من پدر ندارم و پدرهمسری برام مثل پدر عزیزه


دوم هم این پست 

والا منم از دیدن فییلم خجالت نکش بسی خجالت کشیدم،خداروشکر کردم که تو سینما این فیلم رو ندیدم،چجوری ملت روشون میشه همچین فیلم هایی میسازن،اصلا اون بازیگرا چطوری تونستن بازی کنن،نه خداییش؟ینی اصلا خجالت نکشیدن از این فیلم شون؟


سوم هم این پست

حقیقتا بعد دیدن این پست دلم گرفت،کاش یکی بیاد در باب ما هایی ک بچه اولمون پسر هست صحبت کنه،ینی ما بد قدم هستیم؟خدانکنه!!!

قربونش بشم خانوم فاطمه ی زهرا هم اولین فرزندشون امام حسن علیه السلام بودن،دل خوشم که مث خانوم فاطمه ی زهرا اولین فرزندم پسر هست،از خدا میخوام کمکم کنه تا پسرکمو در راه فرزندان خانوم فاطمه ی زهرا بزرگ کنم