گاه نوشت های یک بانو

یک زن،یک همسر ویک مادر هستم

حبس از جنس خانگی

همساده هم همساده های قدیم

از ظهر که قفل درمون خراب شد و توی واحدمون حبس شدیم تا الان

این همساده واحد روبه رویی اصن ب روی مبارکشم نیاورد ما اینهمه تلق و توق کردیم

همساده های بالایی که باهاون رفیقم نیستن وگرنه فلفور میومدن و نجاتمون میدادن

+نون داریم

-بله

+برای چند روز؟

-داریم فعلا

ینی همسرما از الان استرس گرفته یوقت گشنه نمونیم خخخخ


* ینی خدا رحم کرد که امروز فردا نیست


نگران ما نباشید با اینکه برای صبحانه ی فردا نون نداریم ولی درخونه مون به سلامتی به کمک داداشم باز شد :دی


سه شنبه ۲ آذر ۹۵ , ۱۵:۱۱ ابو اسفنج بلاگفانی
میخواین بیام با جفت لگد بزنم درو بشکونم؟
دست شما درد نکنه نیاز به این همه لطف و محبت و خشونت از جانب شما نیست
برادر بزرگتره این حقیر کمی بعد به دادمان رسیده بدون خون و خون ریزی و ایضا ریختن آشغال در خانه ی اینجانب مشکل را حل مینمایند
حالا فردا این حبس خانگی ما میشه طنز دوستان خخخخخ
سه شنبه ۲ آذر ۹۵ , ۱۵:۳۶ 👒فیـــــروزه بانـــــو👒 :)
غذا خیلی مهمه خب
منم وقتی برودت هوا!
زیاد میشه اولین چیزی ک
از مامانم میپرسم اینه:
غذا ب اندازه کافی داریم؟ :دی
+چکش بیارم؟ :دی
ای شیکمو

چکش نه بابا درمونو نمیخوایم بشکنیم
داداشم تو راهه
هیچکی فامیل نمی شهههههه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan