وقتی سر صبحی میای پشت سیستم و چیزای عجیب غریب به سرت میزنه

میری دنبال بیماری های عجیب غریب

یهو چشمت میفته به یه بچه ی سوری که پشت سرش با ترکش منهدم شده ولی هنوز صورتش سالمه و به پدر لبخند میزنه

یهو چشمت میفته به نوزادی که بخاطر ازدواج  فامیلی مبتلا به ایکتیوز شده و به زودی خواهد مرد

چشمت میفته به اسم آشنا

همون چیزی که دکتر همسرت گفته

دلت میلرزه که ...

خدایا خودت به همه کمک کن


اَللّهُمَّ اشفِع کُلِّ مَریض