گاه نوشت های یک بانو

یک زن،یک همسر ویک مادر هستم

پدرشوهر نازنینم رفت

پدرشوهرعزیزم بعد چند روز مهمون بودن امشب با پسر بزرگش رفت

جاریم خبر بدی بهم داد ک از شدت ناراحتی دست راستم هنوز درد میکنهگدر اولین فرصت توضیح میدم

جاشون خالی نباشه
ان شاالله بلادوره گلم 
عفت جون رمزو گم کردم من
چشم میدم بهت
سلام عزیزم
میتونم رمزتونو داشته باشم؟
تو وبت امکان ثبت نظر خصوصی نبود گلم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan