گاه نوشت های یک بانو

یک زن،یک همسر ویک مادر هستم

خوش آمدید

 

اینجا فعال ترم
 
 

سلامی دوباره

سلام دوستان جان دل

 

خوب و بد گذشته و میگذره

از ‌قتی لپ تاپ رو همسر برده شرکت نیومدم بلاگ سربزنم

خداروشکر همایش دهم دوروزه و عالی برگزار شد

فعلا درگیرودار یک خبر وحشتناک هستیم

یک قتل

بله قتل

منشی شرکت  یک خانووم جوون بود که دوتا دخترداشت 

سه ساله و دوساله

متاسفانه شوهرش خیلی هرز میچرخیده و باهم اختلاف داشتن

چندروز پیش دوباره سر اینکه همسرش اصرار داشته دوست دخترش رو صیغه کنه دعواشون میشه

صبح مامان دختره زنگ زد به همسر و کفت مریم مرده،کشته شده

همسرش ساعت دو نصف شب از طبقه پنجم پرتش میکنه پایین و تمام

امروز همسر و مدیر قبلی منشی مون رفتن برای تشییع جنازه

من خیلی رابطه ی صمیمی باهاش نداشتم

‌ولی همسر و بقیه شوکه شدن و حالشون خوب نیست

 

دیروز بعد مدتها با همسرصحبت کردم

بدون دعوا و همراه با ترکیدن بغض

حرفهایی زد که حس میکنم تمام این مدت راهمو اشتباه میرفتم

صبح صورتمو بوسید وگفت افکارمنفی رو از ذهنت دور کن

این ینی دیشب گذشته و امر‌وز یک روز جدیده

حالم،نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر میشود

فکری برای این دلِ تنهای عاشق میکنم

 

همین الان یهویی

زبون روزه و یه درد دندون وحشتناک که شقیقه ی چپم رو ترکونده

 

خونه

حرف درگوشی

 

۱ ۲ ۳ . . . ۴۴ ۴۵ ۴۶
Designed By Erfan Powered by Bayan